شایناشاینا، تا این لحظه: 14 سال و 7 روز سن داره

پرنسس شاینا

8 ماهگی (اولین رویش مروارید درخشان شاینا)

1392/4/10 11:11
نویسنده : نفیسه
315 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخمل ناز و دوست داشتنی من

عزیز دلم 8 ماهگیت مبارکککککککککک

پرنسس کوچولوی من باورم نمیشه که هشت ماهه شدی وای چقدر زود میگذره این روزای قشنگ و شیرین که همش با همیم.واقعا لذت بخشه از بودنت با شما اصلا سیر نمیشم گاهی اوقات که خوابی دلم برات تنگ میشه با اینکه 24 ساعته کنارمی خانومی من...

فدات بشم که من رو ماما صدا میکنی وقتی گریه میکنی همراه با گریت بهم میگی ماما .چقدر شیرینه وقتی صدام میکنی تو پوستم نمیگنجم دختر نازنینم.

از کارای جدیدتم بگه که هر وقت مانتو میپوشم بریم بیرون یدفعه چشمات درشت میشه و بال بال میزنی وبا نگرانی کمر میزنی وقتی میام طرفت از خوشحالی خودت رو لوس میکنی نای نای میکنی جیغ میزنی تا بغلت کنم و گردنم رو فشار میدی و لبت رو روی لپم میزاری که بوسم کنی .طرف در که میریم دستت رو دراز میکنی درو میگیری و من رو نگاه میکنی.

از رقصیدنت که نگو و نپرس عاشق برنامه کودکی .وقتی رنگین کمان رو نشون میده همراه با بچه ها دست میزنی و بالا و پایین میپری .عاشق برنامه نقاشی نقاشی که از شبکه پویا پخش میشه ای وقتی نشون میده ذوق میکنی و من رو نگاه میکنی تا مثل همیشه بیام بغلت کنم دوتایی بالا پایین بپریم و نانای کنیم. اگه موقع پخش کارتون بیام جلوت لباسم رو میگیری میکشی کنار تا برم کنار بعد سرت رو به حالت دالی بازی رو به تی وی میکنی.الهی قربونت بشم که عاششششق برنامه کودکی.

از نشستنت هم برات بگم که یدفعه خودت رو به عقب پرت میکنی البته مقصر خودمم یه بار این بازیه خطرناک رو باهات کردم که تو حافظت موند.

مامانی چرا سینه خیز نمیری؟ البته آقای دکتر گفت بعضی از نی نی ها اصلا سینه خیز و چهاردست و پا نمیرن که احتمالا شما از اون دسته ای.

دخترم الهی فدات بشم من طاقت گریه هات رو ندارم چه برسه به مریضی و این حرفا الهی هیچ وقت مریض نشی جیگرم.چند روزه خیلی بی تابی میکنی البته بخاطر دندونته عزیزم امیدوارم زیاد اذیت نشی . چند روزه پیش داشتم لثت رو نگاه میکردم دیدم لثه هات داره باز میشن و یه مروارید کوچولو از توش دیده میشه انگشتم رو رو لثه هات کشیدم وااای خدا جون خیلی حس خوبی بود این نشونه اینه که دخترم داره بزرگ میشه 5 شنبه هم جشن دندونیت بود که عکسش رو میزارم.

دخترم در 7 ماه و شانزده روزگی دندون درآوردی عزیز دلم .                                    عزيزم چندروز پيش با دوستاي ني ني سايتيت توي پارک بهشت مادران ميتينگ داشتيم خيلي به هر دوتامون خوش گذشت. بيشتر بچه ها بودن همه تون توي کالسکه نشسته بوديد و حيرت زده هم رو نگاه ميکرديد و از طرفي خوشحال هم بوديد ماشاا... هيچ کدومتون اصلا نه گريه کرديد نه اذيت، حتي هر کس از کنارتون رد ميشد تعجب ميکرد و همش ميپرسيدن چطور با هم آشنا شديد و همه ازتون عکس ميننداخت. قراره اگه خدا بخواد يه تولد دسته جمعي براتون توي پاليم يا هپي هوس بگيريم و لباساي يک دست و تم زنبوري بپوشيد. قربون زنبور کوچولوم بشم.

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)